تبلیغات
وروجک های دبیرستان دانشگاه

وروجک های دبیرستان دانشگاه
فقط سوم ریاضی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
این نظر سنجی سوال نداره!!! فقط گزینه داره! هر کدومو دوس داشتین انتخاب کنین! اکی!؟








با توجه به نزدیک شدن چهارشنبه سوری

قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید :

۱ سایز خشتک

۲ زاویه پرش

۳ استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار

۴ دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا

۵ فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش

۶ توکل به خدا

آبروی شما آبروی ماست …. ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه !



[ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 05:47 ب.ظ ] [ میلاد ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 12:20 ب.ظ ] [ میلاد ]

خوشم میاد که همتون علاقه دارین وبلاگ رو بنویسین!

من 10 تا سوال نوشتم کنار هر کدومش هم یک شماره گذاشتم. هر کدوم رو خواستین جواب بدین شماره بذارین که معلوم باشه مربوط به کدوم سواله! یک جور صندلی داغ دسته جمعی.

1) بدترین سوتی که دادی؟

2) بدترین دفعه ای که ضایع شدی؟

3) بزرگترین اشتباهی که کردی که وقتی یادت میاد اعصابت خرد میشه؟

4) آهنگی که هر وقت گوش میدی یاد یک اتفاقی میفتی؟ یعنی باهاش خاطره داری حالا یا تلخ یا شیرین؟

5) اگه بهت بگن یک ماه دیگه بیشتر زنده نیستی خوشحال میشی یا ناراحت؟ تو این یک ماه چیکار میکنی؟

6) وقتی اعصابت خرده ترجیح میدی چیکار کنی؟

7) بهترین اتفاقی که برات افتاده یا بهترین روزی که داشتی؟

8) باحال ترین چیز زندگیت؟ میتونه آدم باشه یا شیء!

9) چیزای مورد علاقت؟

10) جالبترین اتفاقی که برات افتاده که تصورشم نمیکردی؟

11) به قول یکی از بچه ها موضوع آزاد. یعنی همون هر چی میخواین بنویسین. اون مطلب دیگه تکراری شده بود برداشتمش  به جاش اینو گذاشتم.

 

آخرشم خودمم جوابمو مینویسم............!


 حالا جوابای خودم!!!!:


 1-خونه ی یکی بودم لیوانه شربتو چپی کردم واقعا بدترین سوتیم بود!

2-  خیلی ضایع شدم! بدترین دفعش هم یادم نیست از بس که زیادن........

3- نباد به یکی محل میذاشتم محل دادم پرو شد!

4-آهنگ دیوار محسن یاحقی!

5- واقیتش خوشحال میرم یکیو ببینم!

6- با هیچکی حرف نزنمو تنها باشم و اهنگ گوش بدم!

7- بماند!

8-اینم بماند!

9- چیز مورد علاقه ای ندارم!

10- تا حالا که نیفتاده!

8-




[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ میلاد ]
امروز بنا به دلایلی مجبور شدم چندتا از مطالبو بردارم بعدا دلیلشو میگم!!! فعلا اوضاع خیطه!!!


[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ میلاد ]
سلام............. میخوام در مورد کلاس امروز استاد داوری بگم........ تا حالا اینقد عصبانی ندیده بودم دلیلشم این بود که ما رو تخته یه چیزی نوشته بودیم که استاد در حد فضا ناراحت شده بود که اینقدر جوش کرده بود....... در مورد انتخابات بود نوشته بودیم  :<<موج خروشان محمدسعید اربابی کشتی سرگردان افرازه را به گل نشاند! پیروزی مبارک>> اخه استاد از طرفدارای افرازه بود و ما دو سه نفرمونم از طرفدارای سرسخت تر سعید! قرار بو امروز املا بگیره ما یه چند نفرمون گروه کلمه از درسای مختلف بیاریم که کلمه هایی که بچه ها اورده بودن کم بود و استاد گفت 5 نمره کم میکنم از هر کدومتون..... ! اوج عصبانیت استاد جایی بود که وسط املا خفن عصبی شد بعد اومد برگه شو پاره کرد جالب ترشم این بود که بلافاصله با مهربونی با اونی که روش عصبانی شده بود صحبت کرد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده! اینم از املا امروزمون! ولی خداییش همه مون تک تک استادو خیلی دوس داریم.......!


[ سه شنبه 16 اسفند 1390 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ میلاد ]
امروز پدری دخترش را برای نان فروخت...

امروز دختر 10 ساله ای مادر شد...

امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد...

امروز دختری در التماس چشمانش در چهار دیوار زن شد...

امروز مادری در مقابل پسر سه ساله اش با مردی همخواب شد...

امروز عشق دختر باكره را با اسكناس سبز سنجیدند...

امروز دلم برای امروزم گرفت...

نمیدانم دنیا كثیف است یا چشمان من فاحشه؟!!



[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ میلاد ]
پول و کارت شارژ و کارت هدیه بانکی و لاستیک و خود ماشین کار ساز نمی شوند و نماینده رو اینا مشخص نمی کنه. بعضیا فکر کردن با این چیزا میشه رای آورد ولی محمدسعید اربابی با صداقت وتعهدوعلم و تجربه خود توانست دل مردم رابدست آورد و بر بعضی ها اثبات کرد با هزینه ها گزاف نمیشه رای اورد.


تبریک صمیمانه بچه های سوم ریاضی به محمد سعید اربابی




[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ میلاد ]
.
.
.
.
.
 .
 








[ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 12:18 ق.ظ ] [ میلاد ]
do you like me
??????????????????????????????????????????????????



[ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 03:10 ب.ظ ] [ میلاد ]
The Abbas Askani (عباس آسکانی)...دانش آموزی که از روستایی دور افتاده در سرباز بلند شده و به این شهر اومده فقط برای یک هدف و اونم درس خوندن. عباس تو روستای پشامگ دبستان و راهنمایی رو خونده و تو امتحان ورودی دبیرستان دانشگاه نفر اول شد. البته بدون این که کلاس تست و مرور و آموزشگاه و از این چیزا برهکه خیلی از شهری ها رفتن آموزشگاه پیشرفت و اونجا یاد گرفتن که اصن چجور تست بزنن اما عباس پیش داداشاش ( حسن و حسین) یه کلاس تست مجانی رفته خب این اول شدنش بیانگر استعداد بالاشه. اگه تیپشو ببینین باور نمی کنین که نفر اول اونه چون یه آدم سر به زیرو افتاده و به قول بچه ها خاکیه.                     
 عباس که از اول مهر با باز شدن مدارس با,باروبندیلشبه این شهر اومد تا موقع عید قربان به روستاش نرفت و اونم رفت برای دست بوس پدرو مادرش و شنیدن این جمله که پهله. همین جمله براش قوت قلب شد و باعث شد که اون عزمش رو جزم کنه و درساش رو با قاطعیت ادامه بده و یک لحظه از تلاشش دست برنداره. تا در پیان ترم اول مزد زحمتا و تلاشاشو ببینه و معدلش 20 شه تو اون خوابگاه! با اون همه جمعیت! با اون همه سرو صدا!! ساله اوله که از خونوادش جدا شده! پس چطوری میشه درس خوند؟ حالا اون جدا از کتاباش فیزیک 2 رو هم خونده و در حال خوندن فیزیک 3 هست. بچه جون بپا غرور نگیرتت و به هین وضعت ادامه بده تا در آینده یه رشته سوپرتاپ قبول شی! ایشا...!
 
تبریک ما رو بپذیر%
از طرف بچه های 105



[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ میلاد ]
خصوصیات دخترای ایرونی!!!!!

 

 

1- سینه جلو , باسن عقب , دماغ سر بالا
 
 
 

2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما
 
 
با 10.000 تا پسر دوستن.
 
 
 
 

3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF (دوست پسر )
 
 
نداشتن هیچ وقت.
 
 
 

4- BF شون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن.
 
 
 

5- همشون از دم خالی بندن.
 
 
 

6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست.
 
 
 
 

7- خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز
 
 
 بعدش تولدشونه.
 
 
 

8- همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن.
 
 
 

9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که  
 
وقتی می بینی حالت به هم میخوره.
 
 
 
 

10- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن.
 
 
 

11- همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی
 
یک دختر غریبه رو هم ببینه.
 
 
 

12- همشون از دم مریم مقدسن.
 
 



[ یکشنبه 7 اسفند 1390 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ میلاد ]

 

شایعه




[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ میلاد ]
http://giltiti.com/post/pic/giltiti.com-1390-11-12-a153e605-a373-446e-abc6-77fab317fb9c.jpg


[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ میلاد ]

 

 

                                                                                          onlyrealmadrid




[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ میلاد ]
 امتحان تاریخروز
 جبر 6/اسفند/90 شنبه
 فیزیک 9/اسفند/90 سه شنبه
 ادبیات 14/اسفند/90 یکشنبه
 حسابان 15/اسفند90 دوشنبه
 شیمی 15/اسفند/90 دوشنبه
 هندسه 20/اسفند/90 شنبه



[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 04:21 ب.ظ ] [ میلاد ]

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته

 

تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل

 

کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه

 

می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز

 

کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در

 

رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق

 

خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده!


 برین ادامه مطلب......

 



ادامه مطلب

[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ میلاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب