تبلیغات
وروجک های دبیرستان دانشگاه

وروجک های دبیرستان دانشگاه
فقط سوم ریاضی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
این نظر سنجی سوال نداره!!! فقط گزینه داره! هر کدومو دوس داشتین انتخاب کنین! اکی!؟









دی دی دی دی دی دی
اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده نبوس نمک گیر می شوی نبوس ... نمک گیر می شوی ...



با شور عشق میخواستم خانه ای از کاه و گل بسازم ،اما تو کاه ها رو مثل گاو خوردی



Vaghti Ke Tange Ghoroob Baroon Be Shishe Mizane Hame Ghosehaye Donya Tooye Sineye Mane........



FOR YOU. --------------------------------------- () () ( ض ) (()), mouse ,,,, o(. .)o (--) monkey <).".(> (oo) pig & even ><((((;> fish they all miss u.. & they want u back in The zoo










میدونی بنی*آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!


inghadr dooset daram ke mikham jeegareto bekhoram vali . . . . . . . . bayad ta eyde ghorbane sale bad sabr konam.....!!!!!!



مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران

hamishe fekr kon too ye donyaye shisheyi zendegi mikoni. pas say kon be tarafe kasi sang partab nakoni chon avalin chizi ke mishkane donyaye khodete




ماهاتما گاندی میگوید: هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاک میسازد:1-سیاست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون کار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانیت 7- عبادت بدون فداکاری



ببخشید از معاملات عشقی مزاحمتون میشم ببخشید قلب شما مستاجر نمی خواد؟؟؟؟؟



من انگار یه پرنده که نشستم روی بامت تو هم انگارکه می خواستی من باشم همیشه رامت گرمه و امنه آشیونت واسه این تنها پرنده شایدهم سر پناهه واسه روزای خزون این پرنده اما این پرنده انگار نمی تونه که بمونه آخه توی آسموناست دل کوچک پرنده



خواستی قاتل بشی همه رو بکش، چون اگه یه نفرم زنده بگذاری می آد و انتقام بقیه رو ازت می گیره… اگه خواستی عاشق بشی، صبر کن تا خود طرف اینو بفهمه چون اگه تو بهش بگی بهت می گه لوس احمق نفهم… اگه خواستی پولدار بشی حتما از راه خلاف وارد شو چون اینجوری هیچ چی بهت نمیدن… اگه خواستی دوست دختر پیدا کنی یه کم خوشتیپ باش، یه کم خرج کن یه کم خر شو!!! یه کم بوس کن!!!… و بالاخره اگه خواستی علاف بشی یه بار دیگه از اول بخون



هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینکه منتظر بمونه



نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم .... چون دنیا یه روز تموم میشه. ... نمیخوام بگم که مثل گلی. ... چون گل هم یه روز پژمرده میشه. .. نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس ... چون شب هم بالاخره تموم میشه .... نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی ... چون اب که همیشه پاک نمیمونه


همه چیز در پایان خوب است. اگر خوب نباشد بدانید که هنوز به نقطه پایان نرسیده است



تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ و قلب کوچیک من
اگه قصر شاهی تو واسه من جایی نداره ، کلبه ی خاکی قلبم قابل تو رو نداره .


آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید ؟ سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو بدادش نرسید .


گل بودم در ایام جوانی ، جوان بودم نکردم زندگانی .


امیدواری در چشمانت می درخشد و مهربانی در قلبت موج میزند ، ای نگاهت آفتاب ، دلت دریا ، وجودت می ارزد به کل دنیا .


برای او می نویسم ، او که تنش بوی گلهای سرخ را می دهد ، برای او که جادوی کلامش زیباترین لغت را قلم می زد ، برای او که قلبش به وسعت دریاست و قایق قلب من در آن غرق شد رفت و من تنهاتر از تنها شدم .


کاش می شد سرنوشت خویش را از سر نوشت ، کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت ، کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی ، داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت .


مرز عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس داره ، اول شیرین ، بعد دوست داشتنی ، سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی .

امشب گریه می کنم ، گریه می کنم برای تو ، برای خودم ، برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن ، برای تمام اون چیزی که خواستی و نبودم ، خواستم و بودی ، امشب گریه می کنم به وسعت دریا ، به وسعت بیشه ، به وسعت دل عاشق ، برای تو ، برای تو ، و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم و هنوز شکست نخوردم .

آدم ها همه می پندارند که زنده اند ، برای آن ها نشانه ی حیات ، بخار گرم نفس هایشان است ! کسی از خود نمی پرسد : آهای فلانی ، از خانه ی دلت چه خبر ؟ گرم است ؟ چراغش نوری دارد هنوز ؟
صفای اشك وآهم داده این عشق

دل دور از گنا هم داده این عشق

دو چشمونت یه شب آتش به جون زد

خیال كردم پناهم داده این عشق

چون غنچه ء گل قرا به پرداز شود

نرگس به هواى مى قدح ساز شود

فارغ دل آن كسى كه ماند حباب

هم در سر میخانه سر انداز شود
----------------------------------------
آن کیست که بی*جرم و گنه زیست؟ بگو بی*جرم و گناه در جهان کیست؟ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من تو چیست؟ بگو
-------------------------------------------
چنان عاشق چنان دیوونه حالم

که می خوام از تو و از دل بنالم

هنوزم با همین دیوونه حالیم

یه رنگم، صادقم، صافم، زلالم
---------------------------------------
ای مایه*ی اصل شادمانی غم تو

خوشتر ز حیات جاودانی غم تو

از حسن تو رازها به گوش دل من

گوید به زبان بی*زبانی غم تو
--------------------------------------
بی تو گلشن چو زندونه به چشمم

گلستون آذر ستون به چشمم

بی تو آرام و عمر زندگانی

همه خواب پریشونه به چشمم

بابا طاهر
-------------------------------------------
غم عشقت ز گنج رایگان به

وصال تو ز عمر جاودان به

کفی از خاک کویت در حقیقت

خدا دونه که از ملک جهان به
-------------------------------------
وقت سحر است خیز توای مایه ناز

نر مك نرمك باده خورو چنگ نواز

كانان كه به جایند نپایند بسی

وآنان كه شدند كس نمی آید باز

خیام
--------------------------------------
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

برداشتمی من این فلک را ز میان

از نو فلکی دگر چنان ساختمی

کازاده بکام دل رسیدی آسان

خیام
-----------------------------------
اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم

اگر جایی پیدا کنم تو را تنها نمی یابم

اگر جایی کنم پیدا تو را تنها یابم

ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم
-----------------------------------------------
جهان بی*وفا زندان ما بی

گل غم قسمت دامان ما بی

غم یعقوب و محنت*های ایوب

همه گویا نصیب جان ما بی

بابا طاهر
-------------------------------------------
دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را زغم ویرانه کرده
----------------------------------------
جز نقش تو در نظر نیامد ما را

جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت

حقا که به چشم در نیامد ما را

حافظ
--------------------------------------
زخون دل به نعشت گل فشانم

کنار جسم مجروحت بمانم

زخون حنجرت گیرم وضویی

به زخم پیکرت قرآن بخوانم
-----------------------------------
کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو بـا جامی ربـودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
--------------------------------------
تو از دشت وفا یاد مرا گیر

سراغ داغ فریاد مرا گیر

قدم نه در کویر دیدگانم

ازین نامردمان داد مرا گیر
-------------------------------------
تا شمع تو افروخت پروانه شدم

با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم

در روی تو بیقرار شد مردم چشم

یعنی که پری دیدم و دیوانه شدم

مولوی
-------------------------------------
دل تنگم ز سنگ غم شكسته

به تیغ نا مرادی گشته خسته

ببین از دوریت ای نا زنینم

غبار حسرتم بر دل نشسته

محمود شاهرخی
-----------------------------------
بود غم در دلم بسیار بسیار

نمی پرسی كه چونی ای دل افگار

اگر پرسی برایت می شمارم

غم دل را چو نی با ناله زار

محمود شاهرخی
----------------------------------------
ای روی تو آرزوی دیرینه*ی ما

جز مهر تو نیست در دل و سینه*ی ما

از صیقل آدمی زداییم درون

تا عکس رخت فتد در آیینه*ی ما

عراقی
----------------------------------------
تا با توام، از تو جان دهم آدم را

وز نور تو روشنی دهم عالم را

چون بی*تو بوم، قوت آنم نبود

کز سینه به کام خود برآرم دم را

عراقی
--------------------------------------
فریاد که سوز دل بیان نتوان کرد

با کس سخن از داغ نهان نتوان کرد

اینها که من از جفای هجران دیدم

یک شمه به صد سال بیان نتوان کرد

وحشی بافقی
---------------------------------------
دردی است مرا به دل دوایم بکنید

گرد ســــر آن شــــوخ فدایم بکنید

دیـــوانه*ام و روی به صحــــــرا دارم

زنجـــــیر بیارید و به پایم بکنیـــــد
"خاقانی"
--------------------------------------
خورشید رخا، ز بنده تحویل مکن

این وصل مرا به هجر تبدیل مکن

خواهی که جدا شوی ز من بی*سببی؟

خود دهر جدا کند، تو تعجیل مکن

عراقی
--------------------------------------
هر آنچه دارمی در پات ریزم/ میان عاشقان یكباره خیزم

و با فریاد و سوز و آه و ناله /بگویم دوستت دارم عزیزم
---------------------------------------
بلا رمزی زبالای تو باشه

جنون قِسمی ز سودای تو باشه

به صورت آفرینم این گمانه

که پنهان در تماشای تو باشه

"بابا طاهر"
---------------------------------------
شهیدان را به نوری ناب شوییم

درون چشمه ی مهتاب شوییم

شهیدان همچو آب چشمه پاکند

شگفتا آب را با آب شوییم
--------------------------------------
گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که می نخوری

صد لقمه خوری که می غلامست آن را
-------------------------------------
غم عشقت بیابون پرورم كرد

هوای بخت بی بالو پرم كرد

بمو گفتی صبوری كن صبوری

صبوری طرفه خاكی بر سرم كرد
------------------------------------------
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند

بس فتنه که از خاک بر انگیخته اند

من بهتر از این نمی توانم بودن

کز بوته مرا چنین برون ریخته اند
------------------------------------------
ای دل تو به ادراک معنا نرسی

در نکته زیرکان دانا نرسی

امروز ز می و جام بهشتی می ساز

کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
----------------------------------------
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت
------------------------------------------
نه یادم می کنی نه می روی یاد

به نیکی باد یادت ای پریزاد

عجب نبود کنی فایز فراموش

فراموشی است رسم آدمیزاد
---------------------------------------
سحرگه برگ گل تر شد ز شبنم

نسیم آهسته زلفش ریخت بر هم

بیاور عطر زلفش سوی فایز

مرا فارغ کن از غم های عالم
-------------------------------------
به سیر باغ رفتم باختم من

نظر بر نو گلی انداختم من

الهی دیده فایز شود کور

که دلبر آمد و نشناختم من
----------------------------------
شب آمد تا شب وصلم دهد یاد

دهد خاک وجودم جمله بر باد

یقین می سوخت فایز ز آتش دل

نمی کردش گر آب دیده امداد
-----------------------------------
بیا که از حد گذشت ایام دوری

کنم تا کی زمهجوری صبوری

اگرچه دوری از چشمان فایز

ولی با دل تو دایم در حضوری
----------------------------------
خیالت آورد بــر من شــبیـخون

مرا بر خوان احـــسانت شـبیخون

شبیخون زد به فایــــز لشـکرغم

شبی آب آید از چشمم..شبی ..خون
-----------------------------------
دل من حالت پروانه دارد

به آتش سوختن پروا ندارد

به دل فایز چو مرغ پر شکسته

به هرجا کو فتد پروا ندارد
-----------------------------------
بیا تا برگ گل نا رفته بر باد

گلی چینیم و نشینیم دلشاد

بت فایز مکن تاخیر چندان

که تعجیل است عمر آدمیزاد
----------------------------------
پیراهن خیس ابر تن پوش من است

صد باغ تبر خورده در آغوش من است

این زندگی کبود این تلخ بنفش

زخمی است که سالهاست بر دوش من است
-----------------------------------------------
از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای

جان را به وداع کوتهی روی بنمای

از جور تو در سفر بیفشردم پای

دل را به تو و تو را سپردم به خدای
-------------------------------------------
نه اینکه بی تو نخندم...نه!

اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم,

تمام خطوط این خنده های خواب آلود,

با های های گریه های شبانه,

از رخساره ی خسته و خیسم پاک می شوند!
---------------------------------------
غمم بی حد و دردم بی شماره

فغان کاین درد من درمان نداره

خداوندا نداند ناصح من

که فریاد دلم بی اختیاره
-------------------------------------
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد
--------------------------------------
این کـوزه چو مـن عاشـق زاری بودست

در بنــــد ســر زلــــف نـــــگاری بودست

این دســـته که بـــــر گردن او می بینی

دستی اســت که بر گردن یاری بودست
---------------------------------------
یارب! نه دلم بسته*ی غمهای تو بود؟

چشمم شب و روز غرق نماهای توبود؟

بر جرم و خطای من چه میگیری خشم؟

چون جمله به امید کرمهای تو بود
----------------------------------------
نا کرده گنه در این جهان کیست بگو

وانکس که گنه نکرد چون زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات کنی

پس فرق میان من و تو چیست بگو
---------------------------------------
نی هفت بند صدائی داره آخر

که هر یاری خدائی داره آخر

همه میگن که عاشق کشتنی بی

که عاشق هم خدائی داره آخر
--------------------------------------
ای مثل غرور ساده ی آیینه فاش

کاری نکنی شکستگی آید و کاش

دیدار تو با آیینه حرفی دارد

هم با همه باش و هم جدا از همه باش
--------------------------------------------
برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
-------------------------------------------
چون عهده نمی شود کسی فردا را

حالی خوش کن تو این دل شیدا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را
زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت
تا آخر عمر با تو هستم
خندیدم و گفتم
تو کی هستس ؟
گفت
.
.
.
.
.
" غم و تنهایی "

****

چون این دنیا ندارد اعتباری
این نامه نوشتم تا بماند یادگاری
این نیست برای خودنمایی
یادگاری است ز دوره جوانی


****

زندگی یک سفر است منو تو همسفریم
آخرت مقصد ماست منو تو بی خبری

****

مینویسم " د ی د ا ر"
تو اگر بی من و دلتنگ منی
یک به یک فاصله ها را بردار

****

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم . . .
سرزنشم مکن اگر از همه پا کشیده ام ، تبع لطیف آدمی ، با همه سر نمیکند . . .

****


یادمان باشد ، لابلای ابرها تکه ای رنگین کمان پنهان کرده ایم

تا فردا روزگارمان را سیاه و سفید نگذرانیم . . .

****

دیوارها اگر چه متهم به ایجاد فاصله هستند ، اما این دستان دیوار ساز ما است

که تبرئه میشوند . . .

****

سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست / خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست . . .

****

دم هرچی رفیقه گرم ، کمر هرچی نا رفیقه خم

روی هرچی بی مرامه کم ، برای دشمنات آرزوی زلزله بم

زیر چشم دشمنات نم ، ایشالا نبینی غم . . .
تک تک روزهایم را میسوزانم ، تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات . . .
***
خوشا آنان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند

خوشا آنان که در راه رفاقت رفیق با وفا بودند و هستند . . .
***
گریه در چشمان من طوفان غم دارد ، ولی خنده بر لب میزنم تا کَس نداند راز من . . .
***

اگر باغ نگاهم پر ز خار است ، گلم تاراج دست روزگار است

به چشمانت قسم ، با بودن تو ، زمستانی ترین روزم بهار است . . .
***

وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود __________________


[ دوشنبه 20 تیر 1390 ] [ 12:38 ب.ظ ] [ میلاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب